مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
105
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> و « نحو » به فتح نون وسكون واو به معنى قصد وآهنگ است وانتحاء از باب افتعال به معنى اعتماد وميل به هر سوى است . و « ثنايا » به فتح ثاء مثلثه جمع ثنيّه است كه دو دندان پيش باشد . و « نكت » به فتح اوّل به معنى زدن چوب مىباشد بر زمين چنانكه نشان بماند . و « مخصرة » بر وزن مكنسة آن چيزى است كه چون عصا بر آن تكيه كنند وملوك وخطبا در حال خطاب بدان أشارت نمايند وعبداللَّه بن أنيس را ذو المخصرة لقب كرده بودند ؛ چه رسول خدايش مخصره عطا كرد وفرمود : « تلقاني بها في الجنّة » . ودر بعضي نسخ نوشتهاند : « يضرب ثنايا الحسين بالمقرعة » و « مقرع » به كسر وسكون ما يقرع به الدّابّة وقرع ناقته يعنى ضربها بالسوط وقرع رأسه بالعصاء وقرعته بالمقرعة يعنى ضربته بها . و « نكأ القرحة » از باب منع ، يعنى فشرد دمل وريش را پيش از آنكه رسيده باشد وتراشيد آن را واستيصال از باب استفعال قطع كردن از بيخ است . و « شافه » بهمعنى آنقرحه وزخمى است كه در زير قدم درآيد وداغ نمايند وچون قطع شود ، صاحبش بميرد وحضرت صديقه صغرى صلوات اللَّه عليها از اين كلام باز مىنمايد كه از اين كردار نابهنجار كه از كمال شقاوت وضلالت وغوايت به پاى بردى واز راه حقد وجهل ظاهر ساختى ، تدبيري در اصلاحش نيست وعلاجى برايش متصور نباشد وتا دامان قيامت نشانش برجاست . و « هتف الحمامة » از باب ضرب ، يعنى صدا كرد ، كبوتر وهتف به هتافا به ضمّها يعنى صدا كرد به أو وهتف بىهاتف اى صايح . و « وشك الأمر » از باب كرم يعنى « شتاب كرد » مثل وشّك از باب تفعيل ووشيك يعنى « سريع » وأهلّوا واستهلّوا يعنى « آواز بركشيدند » وخواستار بانگ بركشيدن شدند وفريت جلدك يعنى « شكافتى پوست خود را » . و « جزّ » به فتح جيم وزاء مشدّده معجمه به معنى بريدن است وجُز از هر چيزى است كه بريده باشند و « لحمة » به معنى « قطعه » از گوشت وبه ضمّ اوّل به معنى « خويشى » است . و « شمل » به فتح شين معجمه وسكون ميم به معنى جمع وانبوه است وجمع اللَّه شملهاى ما تشتّت من امره وفرّق اللَّه شمله ، يعنى ما اجتمع من امره چنانكه در دعا وارد است ، أسألك رحمة تجمع بها شملي أي ما تشتّت من أموري وتفرّق وگويند ذهب القوم شماليل گاهى كه پراكنده بروند وشماليل به معنى شئ اندك است واين لغت از اضداد است ولممت شعثه از باب قتل يعنى أصلحت من حاله ما تشتّت وتشعّت چنانكه در دعا وارد است ؛ اللَّهمّ المم به شعثنا . و « شعث » به تحريك به معنى انتشار امر است گفته مىشود لمّ اللَّه شعثك يعنى جمع امرك المنتشر . حضرت صديقه صغرى بعد از اين كلمات به اين آيهء شريفه استشهاد مىجويد : « وَلَا تَحْسَبَنَّ ا لَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أمْوَاتَاً بَلْ أحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ * فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ » ومتمم آن اين است : « وَيَسْتَبْشِرُونَ